مکانیسم طب سوزنی در درمان دردها

 

بطور خلاصه طب سوزنی رشته های عصبی نازک را در زیر پوست تحریک می نماید و با فعال شدن این رشته ها پیام های عصبی به نخاع رسیده و سه مرکز عصبی اصلی بدن نخاع- مغز- محور هیپوفیز و هیپوتا لاموس فعال می شوند و مواردی شبیه مورفین که ماده مخدر قوی و طبیعی مغز می باشد در بدن آزاد می گردد وقتی سوزن ها را در نزدیک محل درد یا محل حساس (Trigger) می زنیم باعث بیشترین تحرکات در نخاع می شود و از آنجا هرسه مرکز عصبی تحریک می شوند و باعث ایجاد بی دردی منطقه ای می شوند. اما وقتی سوزنها را در نقاط دورتر از محل درد فرو می­کنیم سیستم عصبی در تمام بدن ایجاد بی‌دردی می نماید. و از این خاصیت طب سوزنی در انجام اعمال جراحی بدون بیهوشی که از نظر علمی بسیار پیشرفته تر از علوم جدید امروزی است استفاده می نمایند. علاوه بر مواد شبه مورفین واسطه های دیگری نیز از انتهای اعصاب آزاد می شوند که کل ارگانهای بدن و غدد را تنظیم و تقویت می نمایند و سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک نیز فعال می شود. پس پزشک طب سوزنی از هر دو نوع سوزن زدن دور و نزدیک هم زمان برای درمان بیماری استفاده می نماید تا اثر یکدیگر را تقویت کند و این اثر با تکرار جلسات طب سوزنی قوی تر خواهد گردید.

با تحریک مکرر اعصاب ، آرام آرام و قطره قطره واسطه هایی آزاد شده و تأثیرات خاص خود را در بدن اعمال می نمایند. اما همین تأثیرات شگرف ممکن است در بعضی بیماران یا بعضی بیماریها اتفاق نیافتد یا دیرتر اتفاق بیافتد که آن بستگی به حساسیت سلولهای عصبی فرد بیمار دارد که این افراد بطور ژنتیکی گیرنده های مخدری و عصبی و هورمونی در بدنشان اشکال دارد یا در تولید این واسطه ها در بدنشان اختلال وجود داشته است و این بیماران مقاومت بر درمان نشان می دهند اما اگر اثراتی هرچند اندک مشاهده گردید باید درمان ادامه یابد زیرا آرام آرام گیرنده ها یا تولید کننده ها، فعالیت طبیعی خود را بدست می آورند.

در حقیقت این نقاط طب سوزنی نقاط کلیدی در تنظیم تعادلات عصبی و هورمونی و خونی بدن می باشند و منبع اصلی فرماندهی یعنی مغز را با ارگان هدف یعنی احشا و اندامها مرتبط می نماید.

از طرفی تحریک توسط سوزن، خودش فشار الکتریکی ضعیفی بر پوست وارد می آورد که توسط سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دریافت گردیده و منتقل می شود از خواص دیگر این نقاط درجه حرارت و مقاومت الکتریکی متفاوت این نقاط با پوست اطرافشان است که خواص دیگری را برای آنها توجیه می نماید.